تونس
تونس در شمال آفریقا و جنوب دریای مدیترانه است که از غرب با الجزایر و از شرق و جنوب با لیبی هممرز است.
تقسیمات کشوری
کشور تونس به ۲۴ استان ولایة بخش میشود که مهم ترین آنها عبارتند از:
تونس, استان سوسه . استان صفاقس . استان نابل . قیروان , استان بنزرت , استان الکاف , استان قفصه
جغرافیا
تونس شمالیترین کشور قارهٔ آفریقاست. پهناوری آن ۱۶۳،۶۱۰ کیلومتر مربع بوده و دارای ۹۶۵ کیلومتر مرز مشترک با الجزایرو ۴۵۹ کیلومتر مرز مشترک با لیبی است.
همچنین درازای کرانههای آن ۱۱۴۸ کیلومتر است.
اقلیم و آب و هوا
تونس سرزمینی گرم و خشک است. بخش درونی آن از بیابانهای سنگلاخی و بخش جنوبی آن نیز از شنزارها پوشیده شده اما کرانههای شمالی آن نسبتاً حاصلخیز و پوشیده از جنگل است. در شمال غربی تونس کوههایی کمارتفاع (دنبالهٔ شرقی رشتهکوههای اطلس) وجود دارند که بلندای هیچیک از ۱۵۴۴ متر فراتر نمیرود
اقتصاد
کشاورزی، معادن و منابع طبیعی، جهانگردی و صنعت نفت در اقتصاد تونس نقش مهمی دارند.
زیتون، انگور، گندم، میوهجات و سبزیجات از فرآوردههای کشاورزی تونس هستند.
این کشور دارای منابع انرژی همچون نفت، گاز طبیعی و معادن فسفات، آهن، روی و سرب است.
تولیدات این کشور بیشتر شامل مواد شیمیایی، پارچه، برق و سیمان است.
از این کشور نفت خام، روغن زیتون ، مرکبات ، آهن و سرب صادر میشود.
مردم
بیشتر از 99 درصدٔ مردم تونس عرب زبان هستند. بررسیهای ریختشناسی (ژنتیکی) نشان میدهد که این مردم از دیدگاه نژادی همگن نیستند و آمیزهای از تیرههای گوناگوناند که در طول تاریخ پر فراز و نشیب این کشور از آسیا
اروپاو سایر نقاط کوچ کرده اند.
مردمان کرانههای شمالی تونس به سبب مهاجرپذیر بودن این سامان، آمیزهای از بربر آمازیغها، فنیقیها و کارتاژیهارومیان وندالها و عربها هستند.این در حالی است که مردمان بخشهای درونی و جنوبی تونس بیشتر تبار بربر (آمازیغی) دارند.بربرزبانان بیشتر در جنوب جزیرهٔ جربه، و مناطق مطماطه، الدویرات و شننی سکونت دارند.
تاریخ تونس
فنیقیها که مردمانی دریانورد و بازرگان بودند، در سال ۱۱۰۱ پیش از میلاد، با سرپرستی و رهبری ملکه ی خود به نام الیسا دیدو Elissa Didoاز شهر تایر (صور) (لبنان امروزی) به کرانههای تونس کوچ کردند. دولت شهر کارتاژ توسط مهاجران فنیقی در ۸۱۴ پیش از میلاد بنیان نهاده شد.
با پایان یافتن سدهٔ ششم پیش از میلاد، کارتاژ به امپراتوری نیرومندی تبدیل شد که کرانههای شمال آفریقا از تریپولی (طرابلس) در غرب لیبی تا اقیانوس اطلس، جزایر سیسیل، کورسیکا، ساردنی، مالت و جزایر بالئارس را زیر فرمان داشت. بربرهای شمال آفریقا هیچگاه به فرمان کارتاژ در نیامدند و گاهی با ایشان وارد جنگ میشدند. بربرها در سال ۲۰۲ پیش از میلاد مسیح پادشاهی نومیدیا را بنیان نهادند و تنها در جنگهای کارتاژ و روم بود که به سود کارتاژ جنگیدند.
کارتاژ از واژه فنیقی قرت حدشت به معنای شهرِ نو نام شهری باستانی در شمال آفریقا در گوشه خاوری دریاچه تونس درامتداد مرکز شهر تونس کنونی بود.
کارتاژ در ۸۱۴ (پیش از میلاد) به دست بازرگانان فنیقی برپاشدهبود و تا سده ششم پیش از زایش با فنیقیه در پیوند بود. در این سده بختالنصر بابلی شهر صور در خاور مدیترانه را ویرانکرد و از این زمان پیوند میان کارتاژ و میهن گسست و کارتاژ به گونه سرزمینی مستقل درآمد. این شهر به زودی از راه بازرگانی دریایی به دارایی بسیاری رسید و نیروی دریایی توانایی پدیدآورد. یونانیها شیوه فرمانروایی کارتاژیها را پلوتوکراسی یا داراسالاری میخواندند که اشاره به چیرگی بازرگانان در ردههای کشور و اراده آنان بر سیاستهای کارتاژ داشت.
تمدن کارتاژ در سدههای سوم و دوم پیش از زایش مسیح هم دوره و هماورد جمهوری روم و در جنگ با این دولت بر سر چیرگی بر مدیترانه باختری بود.
این هماوردی به سه دوره جنگ میان کارتاژ و روم انجامید که به جنگهای کارتاژی یا پونیک نامیدهمیشود
کارتاژ در سه دوره جنگ که به جنگهای کارتاژ یا پونیک نامیده شدند
۲۴۱-۲۶۴ ، پیش از میلاد مسیح / ۲۰۱-۲۱۸ ، پیش از میلاد مسیح / ۱۴۶-۱۴۹ پیش از میلاد مسیح
به تدریج از روم شکست خورد.
جنگهای پونیک
جنگهای پونیک مهم ترین جنگها در تاریخ تونس و روم می باشد که شامل 3 دوره متفاوت جنگ با رومیان میباشد.
نخستین جنگ پونیک
نخستین جنگ میان دو همآورد نیرومند کارتاژ و روم بر سر چیرگی بر جزیره سیسیل بود.
این جنگ بیستوچهار سال به درازا انجامید. این جنگ جنگی دریایی بود که ناوگان دریایی دو کشور در آن به نبرد پرداختند. در این جنگ رومیان به ساخت پلهای متحرکی که کشتیهای ایشان را به کشتیهای کارتاژی پیوند میداد توانستند بر دشمنانشان برتری یابند.
در جنگ میله از رشته جنگهای پونیک نخستین ناوگان دریایی کارتاژ نابود شد و کارتاژیها به ناچار تن به آشتی دادند و سیسیل به دست روم افتاد
دومین جنگ پونیک
بیستو سه سال پس از آن دوباره دو کشور این بار در اسپانیا و بر سر معدنهای این کشور با هم روبه روشدند. روم نیروهایی را از کوههای پیرنه گذراند که این سبب درگیری دو کشور شد.
چند ماه پس از آن کارتاژ خواست تا شهر یونانینشین ساگونته در کرانه خاوری اسپانیا را بگشاید ،
ولی مردمان این شهر از رومیان یاری خواستند و روم هم پذیرفت. ولی تا پیش از رسیدن رومیان ساگونته به دست کارتاژ افتاد. روم هم در پاسخ دو دسته بزرگ از نیروهایش را به خاک اصلی کارتاژ و اسپانیا فرستاد. ولی ناگهان خبر رسید که نیروهای کارتاژ با بهرهبرداری از فیل خود را به جلگه پو رساندهاند. سپاه کارتاژ به رهبری هانیبال پسر آمیلکارآلپ گذشته و به سوی جنوب سرازیر شدهبودند. آنان سپاهیان رومی را شکست داده و از رود تربی گذشتند و شهر پلزانس را محاصره کردند و به سوی رم راهیشدند. با پنجاه هزار سرباز پیاده و نههزار سوار و سی و هفت فیل جنگی از رشتهکوههای
سنای روم دو لشکر برای جلوگیری از پیشرفت هانیبال فرستاد که هر دو لشکر تار و مار شدند و فرماندهانشان کشتهشدند. روم 2 لشگر دیگر را به فرماندهی فابیوس ماکسیموس و واروس برای نبرد با هانیبال گسیلداشت که هر دو فرمانده در جنگ شکست خوردند.
هانیبال پس از این پیروزی به سوی رم پیشروینمود. وی از ایالتهای دیگر روم خواست که برای رهایی از روم بدو بپیوندند ولی جز دو شهر کاپو و سیراکوس دیگر بخشهای روم به پیمان همبستگیشان با رم وفادار ماندند.
از دیگرسو هانیبال و سپاهش با کمی آذوقه روبهرو شدند و از کارتاژ یاریخواستند, ولی نیروی دریایی روم پیوند میان کارتاژ و سپاه هانیبال را گسستهبود و از اینرو سپاه او روبه کاستیمیگذاردسرانجام در ۲۰۲ پیش از میلاد روم توانست در زاما کارتاژیها را به سختی شکستدهد.
هانیبال به سوی صورعقب نشینی کرد. وی به آسیای کوچک رفت و کوشید تا مقدونیه و سوریه را با خود همپیمان سازد که در این کار موفق نبود هانیبال به ناچار دست به صلحی ننگین با روم زد و خود نیز در سال ۱۹۰ پیش از میلاد با خوردن زهر خودکشیکرد.
سومین جنگ پونیک
چهل سال پس از آن روم به کارتاژ لشکرکشید. کارتاژ سهسال پایداری نمود ولی سرانجام از برای بیخوراکی تسلیمشد.
رومیها بازمانده مردم کارتاژ را به بند کشیدند و به بردگی فروختند و شهر را به آتشکشیدند و با خاک یکسانکردند.
رومیان پس از پیروزی کارتاژ را ویران کرده و این سرزمین کهن را به همراه کشور نومیدیا به قلمرو امپراتوری خود افزودند. کارتاژ و نومیدیا به بخش آفریقایی روم تبدیل شدند و یکی از کانونهای آغازین مسیحیت بودند.
رومیان با نابودی شهر کارتاژ به جای آن شهر اوتیکا را مرکز فرماندهی و حکومت خود قرار دادند.
اشغال شهر کارتاژ از 2 جهت برای رومیان از اهمیت فراولنی برخوردار بود.
نمک در روم باستان بسیار گران بود آنچنان که گاه مزد سرزبازان را با دادن نمک میپرداختند.
زمینهای شهر کارتاژ سرشار از نمک بود و رومیان با دستیابی به این سرزمین هم دشمن دیرینه خود را شکست دادهبودند و هم به این اندوخته گرانبهای نمک دست مییافتند و این دو دستاورد ارزش تبلیغی بسیاری داشت.
رومیان با بازسازی شمال آفریقا، پایههای قدرت سیاسی و اقتصادی خود را استوار ساختند. ساکنان شهرهای بخش آفریقایی روم، به جز شمار اندکی از مهاجران رومی، همگی از اهالی بومی شمال آفریقا بودند که فرهنگ رومیان را پذیرفته بودند.
دورهٔ اسلامی
در سدهٔ هفتم میلادی اعراب مسلمان حملات خود را به تونس آغاز کردند. سرانجام به فرماندهی عقبة بن نافع قیروان را ساختند. حسان بن نعمان تونس را به طور کامل فتح کرد. در سدهٔ نهم میلادی اغلبیون اغالبه - که از قبیلهٔ بنی تمیم بودند- به فرماندهی ابراهیم بن اغلب از سوی خلفای عباسی به حکومت تونس رسیدند.
اغلبیان
پدرآنها ابراهیم ابن الاغلب یک سردار خراسانی بود که در ارتش عباسیان خدمت میکرد. در سال ۱۸۴ق/۸۰۰مهارونالرشید فرمانروایی ایالت افریقیه با تونس جدید را در برابر خراج سالانه چهل هزار دینار به ابراهیم واگذار کرد. این واگذاری به دلیل دوری فاصله شمال آفریقا از بغداد با خودمختاری بسیاری همراه بود.
در زمان زیادةالله اول اغلبیان، صقلیه(سیسیل) که در تصرف بیزانطیان بود را بدست آوردند.
اغالبه ناوگان بزرگی ترتیب دادند که مایه پیروزی آنها در مدیترانه مرکزی گردید.
فرمانروایان اغلبی به آبادانی کردن و ساختن بنا اشتیاق داشتند. زیادةالله اول مسجد برزگ قیروان را ساخت و احمد مسجد بزرگ تونس را تجدید بنا نمود.
افزون بر این آثار بسیار برای آبیاری و کشاورزی در مناطق جنوب افریقیه که چندان حاصلخیز نبود، ساخته شد.
در سال ۹۰۹ میلادی خلفای اسماعیلیمذهب فاطمی اغلبیون را شکست داده و شهر مهدیه را بنا کردند. در سال ۹۶۱ میلادی المعز خلیفهٔ فاطمی مصر را تصرف کرد و مقر حکومت فاطمی را از مهدیه به آن سامان انتقال داد. پس از این رویداد دودمان بربری زیریون که از قبیلهٔ صنهاجه بودند به سرکردگی بلقین بن زیری در تونس قدرت را به دست گرفتند. زیریون از خلفای فاطمی مصر پیروی میکردند، اما پس از سرپیچی از ایشان در سال ۱۰۵۰ توسط جنگجویان قبیلهٔ بنی هلال قلع و قمع شدند. از این پس زیریون بخش بزرگی از قلمرو خود را از دست دادند و تنها به شهر ساحلی مهدیه و حومهٔ آن محدود شدند.
در سدهٔ دوازدهم میلادی جزیرهٔ جربه و بخشی از سواحل تونس (از جمله شهر مهدیه) به همراه جزایر مالت به دست نورمنها افتاد و حکومت زیریون به پایان رسید. در سال ۱۱۵۹ میلادی دودمان مراکشی موحدون بر تونس مسلط شدند، اما در سال ۱۲۳۰ میلادی از حفصیون شکست خوردند. فرمانروایی حفصیون بر تونس تا سده شانزدهم میلادی ادامه یافت. امیران هر دو دودمان از تبار بربر آمازیغ بودند.
حفصیان
حفصیان از قبایل بربر مصموده (ساکن رشتهکوههای اطلس در شمال غرب آفریقا) بودند و نام خود را از نیایشان ابو حفص عمر گرفته بودند. فرزند ابوحفص، یکی از کارگزاران دودمان موحدون در تونس بود.
نوه ابوحفص، ابو زکریا یحیی (۱۲۴۹-۱۲۲۸ میلادی)، از فرمانروایان مراکشی دودمان موحدون سرپیچی کرد و دودمان حفصیان را در ۱۲۲۸ بنیان گذاشت.
فرزند وی مستنصر، یکی از فرماندهان جنگ صلیبی هفتم در سال ۱۲۷۰ بود و لقب خلیفه گرفت. در پایان سده سیزدهم، قلمرو حفصیان دو نیم شد، یکی به پایتختی بجایه و دیگری به پایتختی قسنطینه.
در پایان سده سیزدهم، قلمرو حفصیان دو نیم شد، یکی به پایتختی بجایه و دیگری به پایتختی قسنطینه.
در سال ۱۵۲۹ ترکان عثمانی به سرکردگی بارباروس خیرالدین پاشا شهر تونس را گشودند، اما حفصیون در ۱۵۳۵ با پشتیبانی اسپانیا دوباره حکومت را به دست گرفتند. پس از ۳۹ سال کشمکش میان ترکان عثمانی و اسپانیاییها، سرانجام در سال ۱۵۷۳ ترکان عثمانی تونس را فتح کردند.
بارباروس خیرالدین پاشا
بارباروس خیرالدین پاشا (۸۵۷ ه.ش. - ۱۳ تیر ۹۲۵ یکی از دریاسالارهای ترکیه عثمانی و از فرماندهان کشتیهای بازرسی عثمانی بود که چندین دهه در منطقه مدیترانه چیرگی داشت. او در جزیره مدلی (لسبوس در یونان امروزی) بهدنیا آمد و در استانبول درگذشت.
نام اصلی او یعقوباوغلو خضر بود و لقب خیرالدین را سلطان سلیمان عثمانی به او داد. زمانی که برادر بزرگتر وی به ملقب به بابا عروج در نبردی با اسپانیاییها در الجزایر کشتهشد این لقب به خضر رسید.
از آنجا که نام بابا عروج در زبانهای جنوب اروپا با واژه بارباروسا (Barbarossa) به معنی ریشقرمز مشابهت دارد و از قضا ریش خیرالدین هم سرخرنگ بود لقب بارباروسا برای او ماند.
در سال ۱۵۳۴ میلادی عثمانیان به سرکردگی بارباروس خیرالدین پاشا تونس را اشغال کردند ولی از سال ۱۵۹۱ حکومت محلی به گونهای مستقل از استانبول عمل میکرد.
در سال ۱۷۰۵ میلادی حسین بن علی الترکی سردار عثمانی که از تبار یونانی بود به فرمانروایی تونس برگزیده شد. از آن پس فرزندان او دودمان خودگردان حسینیان را تشکیل داده و زیر نظر عثمانی بر تونس فرمان راندند.
تاریخ معاصر
در سدهٔ نوزدهم فرانسه و بریتانیا، شروع به دخالت در امور این کشور کردند. فرانسه برابر پیمان باردو که در سال ۱۸۸۱ میلادی بسته شد، تونس را مستعمرهٔ خود نمود. با آغاز جنگ جهانی دوم ، ارتش آلمان برای تقویت پایگاه متحدین در شمال آفریقا، در تونس نیرو پیاده کرد. در سال ۱۹۴۳ نیروهای ارتش آلمان از تونس عقبنشینی کردند و تونس به کنترل متفقین درآمد. کشور تونس طی پیمان پاریس که در سال ۱۹۵۶ میلادی امضاء شد، استقلال خود را به دست آورد.


